تبليغاتX
انجمن شاعران مرده... - گفتمش..
چوخوانی بدانی...
گـفـتمـش نقــاش را، نقـشی بکـش از زنـدگی
با قـلـم، نقـش حبــابــی بر لـب دریــــــا کشید
گـفتمـش چـون می کشی تصویر مردان خـدا؟
تــک درخـتـی در بـیـابــان، یکه و تنهــا کشید
گـفـتـمـش نامردمـان ایـن زمـان را نقـش کـــن
عکس یک خنجر، ز پشت سر، پی مولا کشید
گفتمش راهی بکـش، کان ره رساند مقصـــدم
راه عشـق و عاشـقی و مسـتی و نجــــوا کشید
گـفـتـمـش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکـس حیـــدر در کنار حضرت زهـــرا کشید
گفتمـش بر روی کاغذ، عشق را تصـویـر کن
در بیــابــان بلا، تصویـر یک سقــــــــــا کشید
گفتمـش از غربـت و مظلـومی و محنـت بکش
فکـر کـرد و چـار قبـر خاکی از طـــــــه کشید
گـفـتـمـش سختـی و درد و آه، گشتـه حاصــلم
گـریـه کرد، آهـی کشید و زینـب کبــری کشید
گـفـتـمـش درد دلــم را با کـه گویـم ای رفیــق؟
عکس مهدی را کشید و به، چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسیـــن
گفـت ایـن یـک را ببایـد خالـق یکتـــــــا کشید
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 1:48  توسط حامی  |